ولي بخشي هم بهخاطر علاقهٴ بومي بهاين مسئله است. بيشك اختراع قديمترين لرزهنماها به دو تن چيني منسوب است، بهنامهاي چئائوتسئو (دوم ـ 2پ م) و چانگ هنگ (دوم ـ 1)، سالنامهنگاران قديم كار خود را چنان بهخوبي انجام دادهاند كه كشيش هوانگ توانسته است فهرستي از حدود 3500 زمينلرزهٴ رويداده در خاور دور، بهويژه چين، فراهم كند (چاپ 1909 ـ 1913). درنيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم بيش از 139 مورد گزارش شده (هوانگ، صص 130 ـ 146، 1913). عجيب است كه زمينلرزههاي ژاپن يك سال پس از حوادث سالهاي 1303، 1324، 1326، 1332، 1336، 1337 چين روي داده است.
عليرغم اين فراواني زمينلرزه، هيچ اثر چيني يا ژاپني را از سدهٴ چهاردهم سراغ ندارم كه به زمينلرزه يا آتشفشان اختصاص داشته باشد.
5. استخراج معادن و متالورژي. متالورژي كاربردي از علوم فيزيكي است و ميتوانست دربخش فيزيك مورد بررسي قرار گيرد، ولي بدان خاطر روا نبود آنرا از استخراج معادن جدا كنيم. به هر حال، مطلب چنداني براي گفتن نداريم.
استخراج معادن بهصورتيكه در سدهٴ چهاردهم در بسياري نقاط انجام ميگرفت داراي روشهاي سنتي بود. بسياري از طريقههاي استخراج، مانند كشاورزي، مربوط به زمانهاي بسيار دور بود؛ تجربههاي معدنچيان تاحدي جنبهٴ اساطيري داشت و معلوماتشان با خرافات درآميخته بود. تاريخ معدنكاري در بسياري كشورها (از جمله انگلستان و فرانسه) به دوران پيش از تاريخ باز ميگردد. درك ما از معدنكاري پيش از تاريخ بهكمك ديرينهشناسي بقاياي معادن و مطالعهٴ روشهايي كه تا امروز اقوام بدوي بهكار بردهاند، غنيتر شده است.1 در زمان روميان معدنكاري در بخش بزرگي از جهان گسترش يافته و روشهاي آن خيلي بهتر شده بود. در كتاب پليني (اول ـ 2) اطلاعات زيادي دراين باره هست. در آن هنگام، معدنكاري بسيار پرزحمت و در عمق زياد بود و جويندگان رومي چنان هوشيار و خوشطالع بودند كه در دورههاي اخير يافتن نشانههاي اشتغال قبلي روميان در يك رگهٴ معدن به فال نيك گرفته ميشد.2 از هم پاشيدن امپراتوري روم بسياري از آن را متوقف ساخت و كار معدنكاري در سدهٴ چهاردهم از برخي جهات كار تازهاي بود. سنتهاي ديرين در همه جا يكسره فراموش نشده بود، بلكه پشتوانهاي